نمایش نوار ابزار

زندگی بدون استرس

دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵

بسمه تعالی

” الا بذکر الله تطمئن القلوب “

زندگی با استرس کمتر

استرس همان فشار روانی است، یعنی نحوه‌ی واکنش فرد به موقعیت‌های دشوار و چالش برانگیز. فشار روانی نشانه‌ی عصر ماست. عوامل استرس‌زای امروزی بیشتر ازگذشته شده‌اند و پیچیدگی‌های زندگی امروزی گاه توان انسان‌ها را برای کنار آمدن با عوامل فشارزا محدود می‌کند و منجر به استرس می‌گردد. عوامل استرس‌زای امروزی متعددند و به دو دسته‌ی درونی و بیرونی تقسیم می‌شوند.

عمده عوامل استرس‌زای بیرونی عبارتند از: مرگ همسر، طلاق، جدایی از همسر، بازداشت در زندان یا سایر موسسات، مرگ یکی از اعضای نزدیک خانواده، بیماری یا صدمه‌ی شدید شخصی، ازدواج، اخراج از کار، پیوند دوباره با همسر، بازنشستگی، تغییر عمده در تندرستی یا رفتار یکی از اعضای خانواده، حاملگی، مسائل جنسی، پیوستن عضو جدیدی به خانواده (از طریق تولد، فرزندپذیری، بازگشت فردی سالمند به خانواده و… )، سازگاری مجدد شغلی (شراکت، ورشکستگی و… )، تغییر عمده در وضع مالی (بسیار بهتر یا بسیار بدتر از معمول)، مرگ دوست نزدیک، تغییر شغل، تغییر عمده در تعداد مباحثات با همسر و مسائل خانوادگی، وام، تغییر عمده در مسئولیت‌های شغلی (ارتقا، تعدیل، انتقال)، رفتن دختر یا پسر از خانواده، درگیری با قانون، شروع به کار یا ترک شغل همسر، شروع یا ختم تحصیلات رسمی، تغییر عمده در شرایط زندگی (ساختن خانه‌ی جدید، تخریب خانه یا منطقه و… ) تجدید نظر در عادات شخصی (آداب و رسوم، روابط، لباس پوشیدن و… )، درگیری با مسئول مافوق، تغییر عمده در ساعات یا شرایط کار، تغییر محل سکونت، تغییر دادن مدرسه، تغییر عمده در میزان یا نوع تفریحات، تغییر عمده در فعالیت‌های مذهبی، تغییر عمده در فعالیت‌های اجتماعی، تغییر عمده در عادات خواب، تغییر عمده در عادات غذایی، تعطیلات، تخلف‌های قانونی کوچک، وقایع آسیب‌زای زندگی از قبیل فجایع طبیعی مثل زلزله و سیل، فجایع انسانی مانند جنگ، حوادث فاجعه‌آمیز مثل تصادف اتومبیل یا سقوط هواپیما، آسیب‌های جسمی مثل تجاوز، حمله به قصد قتل و دزدی.

عوامل استرس‌زای درونی که برخی معتقدند مهم‌تر از عوامل استرس‌زای بیرونی هستند، شامل عوامل شخصیتی، سبک‌های رفتاری، استقامت، طرز تفکر و احساسات درونی فرد می‌باشند. در واقع اگر به عوامل بیرونی استرس‌زا نگاهی مجدد بیاندازیم، می‌بینیم که استرس‌زا بودن یا نبودن یک رویداد می‌تواند به نحوه‌ی برداشت ما از آن رویداد (طرز تفکر و احساس ما) بستگی داشته باشد.

چیزی که امروزه اساس نظریه‌ی یکی از انواع روان درمانی به نام شناخت درمانی (نحوه تغییر الگوهای فکری در رابطه با مشکلات و نحوه‌ی حل مشکل) را تشکیل می‌دهد.

اما چرا کنترل استرس در زندگی در حد امکان لازم است؟ همان‌طور که پیشتر اشاره شد استرس می‌تواند نقش مهمی در بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی داشته‌باشد. بیماری‌های جسمی از قبیل بیماری‌های پوستی، بیماری‌های غددی (مثل دیابت)، بیماری‌های گوارشی (مثل زخم معده)، بیماری‌های سیستم ایمنی، میگرن ،چاقی، برخی از بیماری‌های زنانه، بیماری‌های روماتیسمی، سل، فشارخون و بیماری‌های قلبی، افزایش چربی خون، پوکی استخوان، آسم، سرطان و… . بیماری‌های روحی-روانی از قبیل: اضطراب، افسردگی، اختلال آسیب پس از تروما، اختلال حافظه، بی‌خوابی، پرخوابی،کم‌خوابی و… .

اما امروزه بیشتر عوامل استرس‌زای کنونی روان شناختی هستند مثل مراقبت از یک بیمار مزمن،زندگی در یک محله‌ی شلوغ، فقر، بی‌پولی، نابرابری جنسی، قومی، مذهبی، بیکاری، بازنشستگی، طلاق، از دست‌دادن عزیزان، کنکور، مشکلات تحصیلی، شغلی، خانوادگی ،جنسی و… . معمولاً استرس‌های روان شناختی مزمن هستند اگرچه استرس‌های روان شناختی حاد نیز داریم.

حال که به اهمیت جلوگیری از استرس پی بردیم به ترتیب به راهبردهای مقابله با استرس و پیشگیری از استرس می‌پردازیم.

  • راهبردهای مقابله با استرس (مدیریت استرس):
  • شناخت عوامل ایجادکننده‌ی استرس
  • شناخت علایم استرس در بدن
  • جلوگیری از راهبردهای ناسالم در برخورد با استرس مثل سیگارکشیدن، پرخوری، تعلل ورزیدن
  • ورزش
  • درددل کردن با دوستان قابل اعتماد
  • مشورت با دیگران و افراد متخصص و مشاورین
  • راهبردهای حل مسئله
  • تفریح‌های سالم
  • چگونه می‌توان از استرس پیشگیری کرد؟ (پیشگیری از استرس)
  • تصمیم گیری صحیح و حل مسئله و عدم تعلل در تصمیم گیری منطقی پس از بررسی‌های لازم و مشورت کردن
  • اجتناب از تعلل ورزیدن: بطورکلی تعلل ورزیدن در کارها استرس‌زا است. سعی کنید کارها را به تعویق نیندازید و برنامه‌ی هفتگی منظمی داشته باشید.
  • مذاکره: برای حل مشکلات بین فردی خود با دیگران با آنها وارد گفتگو شوید.
  • توجه به واکنش‌های دیگران
  • هدف گزینی مناسب: اهداف تعیین شده‌ی زندگی را به سه دسته‌ی اهداف کوتاه‌مدت، اهداف میان‌مدت و اهداف بلندمدت تقسیم کنید.
  • اختصاصی بودن اهداف: به معنای واقع بین بودن در تعیین اهداف است. هدف‌های کلی و بزرگ یا شما را به مقصد نمی‌رساند یا بسیار دیر می‌رساند.
  • قابل سنجش بودن و اندازه‌گیری هدف: به شما نشان می‌دهد که پس از فعالیت به آنچه می‌خواسته‌اید رسیده‌اید یا نه؟
  • محدود بودن: سعی کنید برای رسیدن به هدفی حدالامکان زمان مشخصی را درنظر بگیرید
  • پاداش برانگیز بودن هدف: وقتی به هدفی رسیدید خود را تشویق کنید و خوشحال باشید.
  • اختصاص زمانی برای خود: اوقاتی از روز را برای خود در نظر بگیرید و فقط به خودتان بپردازید و از فکر کردن به امور دیگر خودداری کنید.
  • تخلیه‌ی خشم: از طریق فعالیت جسمی، پیاده‌روی، کوه‌پیمایی و گفتگوی سالم با دیگران
  • سرگرمی‌های شاد
  • کمک به دیگران: خیرخواهی می‌تواند هم در کاهش استرس موثر باشد و هم از استرس پیشگیری کند.
  • یاری خواستن از دیگران: در میان گذاشتن مشکلات با افراد قابل اعتماد و یاری خواستن از آنها
  • مشورت با افراد متخصص
  • قاطعیت: خصوصاً در روابط بین‌فردی ضعیف و گاهی نه گفتن در برخی شرایط
  • مدیریت مالی: سعی کنید حتی‌الامکان قسمتی از درآمد خود را برای آینده پس‌انداز کنید. پس‌انداز با سلامت روان در ارتباط است.
  • برنامه‌ریزی منظم در زندگی: برای خواب، تغذیه، فعالیت شغلی-تحصیلی-تفریحی و… برنامه‌ریزی داشته باشید.
  • در موقع شکست کمی با خود مهربان‌تر باشید و سعی کنید علل آن را بیابید و از آن برای راهی جهت کسب موفقیت در آینده استفاده کنید.
  • فعالیت‌های مذهبی و افزایش اعتقادات معنوی و دینی

  • ایجاد تعادل بین بایدها و خواسته‌ها: بایدها ونبایدهایی که گاه بر خود تحمیل می‌کنید، می‌تواند منبع مهمی برای استرس باشد. دور کردن بایدها به طور کلی امکان‌پذیر نیست، بهتر است آنها را متعادل کنید.
  • روش‌های حل مسئله: در برخورد با مشکلات و عوامل استرس‌زا به راهکارهای مناسب بیاندیشید و راهکاری که مناسب‌تر به نظر می‌رسد را انتخاب کنید. سعی کنید عجولانه و از روی احساس تصمیم‌گیری نکنید. البته این راهکاری است که نیاز به تمرین و ممارست دارد و حتی ممکن است در این زمینه نیاز باشد از نظرات دیگران و مشاورین بهره‌مند شوید. هرگز از کمک گرفتن از دیگران در برخی مسائل به نظر لاینحل نترسید، چرا که این امر می‌تواند شما را در زمینه‌ایی توانا سازد و بدین طریق بتوانید با کسب مهارت چند نفر دیگر را نیز توانا سازید.
  • استفاده از تمرینات آرامش‌سازی از قبیل آرامش‌سازی تنفسی، آرامش‌سازی عضلانی، یوگا، مراقبه و تای‌چی که در این زمینه می‌توانید به متخصص مربوطه مراجعه کنید و استفاده از ورزش‌های دیگر از قبیل پیاده‌روی، کوه‌پیمایی، شنا و…
  • تغذیه‌ی سالم: صبحانه‌ی مقوی،کاهش مصرف شکر و کافئین و نمک، اجتناب از مصرف الکل، سیگار و سایر مواد مخدر و اعتیادآور
  • زیاد کارکردن و یکنواخت بودن زندگی به تدریج خستگی روانی می‌آورد.
  • شوخ‌طبعی: به معنای خندیدن با دیگران نه به دیگران.
  • ابراز احساسات
  • برقراری روابط صمیمانه با دیگران: البته چنین چیزی به میزان اعتماد و نگرش مثبت شما نسبت به دیگران بستگی دارد.
  • اولویت دادن به کارهای مهم: اگر کاری برایتان ناخوشایند است، سعی کنید آن را قبل از همه در شروع کارهایتان انجام دهید.
  • توجه به نیازها و خواسته‌های دیگران: هم نقش رهبر و هم نقش دنباله‌رو داشته باشید و انعطاف‌پذیر باشید. بخش قابل توجهی از فشارهای روانی ناشی از روابط ناصحیح بین‌فردی است.
  • یادداشت کردن کارها و امور ‌روزمره.
  • خرد‌کردن طرح‌های بزرگ به چند طرح کوچک: برای افزایش کارایی حرفه‌ای، در این‌صورت احساس مغلوب شدن در شما کمتر می‌شود.
  • قاب‌بندی مشکلات: یعنی دیدن مشکلات در چارچوبی جدید. بهتر است مشکلات را به عنوان فرصتی برای رشد ببینید تا دردسر و انتظار رویاروشدن با آنها را داشته باشید و خود را برای مبارزه با آنها آماده کنید. اگر مشکلات را نمک زندگی و فرصتی برای رشد و یادگیری بیشتر بدانید ممکن است در مواجهه با آنها کمتر دچار استرس شوید.
  • کنترل نکردن شرایط یا افراد پیرامون خود به زور: بسیاری از رویدادهای زندگی و نیز رفتار دیگران خارج از کنترل ما هستند، پس گاهی لازم است خود را رها کنید و به جریان زندگی بسپارید.
  • زیستن در لحظه: سعی کنید گذشته را فراموش کنید و به‌جای پرداختن به آن و مشغله‌ی فکری درست کردن، از آن درس بگیرید. آینده را به خدا بسپارید و نیز برای آن برنامه‌ریزی تا حد ممکن داشته باشید.
  • درصورت رویارویی با استرس از خودتان بپرسید چرا دچار استرس شده‌ام؟ آیا این مشکل مربوط به من است؟آیا در حال حاضر می‌توانم آن را حل کنم؟ به یاد داشته باشید بخشی از مشکلات زندگی قابل حل شدن نیست و بهتر است آنها را بپذیرید و با آن کنار بیایید اما اگر مشکل شما حل‌شدنی است، برای آن وقت بگذارید و به راه‌حل‌های مختلف آن فکر کنید.
  • توجه به سود و زیان: یادگیری و تغییر، به انرژی نیاز دارد و برای بهره‌برداری مناسب از انرژی درونی باید از استرس کاست.
  • کنترل افکار منفی: استرس با افکار منفی رابطه‌ی تنگاتنگی دارد. برای مبارزه با آن لازم است یادداشت روزانه داشته باشید.سعی کنید تجارب استرس‌آمیز، علل، افکار و احساسات خود را یادداشت نمایید. نوشتن به شما کمک می‌کندتا متوجه شوید چه عواملی در شما استرس ایجاد می‌کنند. ممکن است عواملی از قبیل همین افکار منفی مانع از انجام تمرین‌ها شوند و سبب شوند که در انجام آنها تعلل کنید. در زیر به چند مورد از این افکار اشاره می‌شود.
  • افکار مثبت:
  • می‌توانم از زمان سایر فعالیت‌ها تا حدودی بکاهم و به این فعالیت‌ها بپردازم.
  • با حداقل زمان ورزش را شروع خواهم‌کرد.
  • در صورت خسته‌کننده بودن اینها بهتر است با یک دوست آنها را انجام دهم.
  • اگر ورزش در بیرون برایم خسته‌کننده است، سعی می‌کنم از دستگاه ورزشی استفاده کنم.
  • قدم‌زدن و پیاده‌روی هزینه‌ایی برایم ندارد.
  • افکار منفی:
  • برای پرداختن به این فعالیت‌ها وقت کافی ندارم.
  • خسته‌تر از آن هستم که بخواهم ورزش کنم.
  • انجام برخی فعالیت‌ها مانند آرمیدگی، مراقبه و ورزش برایم خسته‌کننده است.
  • من نمی‌توانم عضو باشگاه ورزشی باشم، چون قادر به پرداخت هزینه‌ی آن نیستم.
  • احتمالاً خراب خواهم‌کرد، مطمئناً مغزم کار نخواهدکرد و حرفم را فراموش خواهم‌کرد.
  • احتمالاً به خاطر شناختی که از روی پدرم دارند با من بد حرف خواهندزد.
  • حرف جالبی ندارم که بزنم، مسلماً سایر داوطلبان استخدام، وضعشان به‌مراتب از من بهتر است.
  • به احتمال زیاد مسخره‌ی عام و خاص می‌شوم.
  • فاجعه خواهدشد.
  • به‌راستی که وحشتناک است، ببین چقدر کار باید بکنم. این‌همه کار را چه کسی باید انجام بدهد.
  • روز در حال اتمام است و بسیاری از کارهای ناتمام، باقی مانده‌است.
  • هرگز کارم را تمام نخواهم کرد.
  • چرا از من می‌خواهند این کار را انجام بدهم، آنها می‌دانند که من نمی‌توانم این کار را انجام بدهم.

drmkarbassi.ir

گفتیم یکی از عوامل استرس‌زا مشکلات بین‌فردی و عدم ایجاد ارتباط مناسب و خوب است که عدم این ارتباط خوب و مناسب می‌تواند عامل بسیاری از مشکلات شغلی و خانوادگی باشد، که در ادامه به چند ویژگی ارتباط بد اشاره می‌کنیم:

  • اصرار می‌کنید که حق با شماست و طرف دیگر اشتباه می‌کند.
  • تقصیر را به گردن طرف مقابل می‌اندازید.
  • مدعی هستید که یک قربانی بی‌گناهید.
  • طرف مقابل را به صرف اینکه مطابق میل شما کار نمی‌کند سرزنش می‌کنید.
  • بی‌آنکه خواسته خویش را مطرح کنید خود را شایسته برخورد بهتر می‌دانید.
  • تسلیم می‌شوید و روزنه‌ی امیدی نمی‌بینید.
  • عصبی و رنجیده خاطر هستید و اندوه خود را انکار می‌کنید و حال آنکه وضع شما درست خلاف آن‌را نشان می‌دهد.
  • یا حرفی نمی‌زنید یا لحن طنز و تمسخر دارید. در اتاق را به‌هم می‌کوبید و خارج می‌شوید.
  • به جای توجه به افسردگی، رنجش یا خشم طرف مقابل را می‌خواهید. با حل مسئله به او کمک کنید.
  • کلمات یا لحن صدای شما از خصومت یا تنش حکایت دارند که نمی‌خواهید آن‌را آشکارا بازگو کنید.
  • معتقدید که گرفتاری از ناحیه طرف مقابل شماست و تقصیری متوجه شما نیست.
  • هرگونه تقصیر خود را کتمان می‌کنید و مدعی می‌شوید که کار شما بی‌اشکال است.
  • به جای تصدیق احساسات طرف مقابل، جواب انتقاد او را با انتقاد می‌دهید.
  • به جای توجه به مسئله، از بی‌عدالتی‌های گذشته حرف می‌زنید (رد گم کردن).

پس به نکات زیر توجه کنید:

  • معمولاً وقتی کسی را تایید می‌کنید خود مورد تایید قرار می‌گیرید.
  • اگر خشمگین هستید عبارات خود را با کلماتی نظیر من احساس می‌کنم که… بیان کنید و حالت تدافعی نگیرید.
  • میل به سرزنش کردن طرف مقابل را در خود سرکوب کنید و سعی کنید احترام طرف مقابل از بین نرود.
  • از وارد شدن بحث حق با چه کسی است، خودداری کنید. معمولاً این کار شما را به‌جایی نمی‌رساند.
  • گاهی خود را به‌جای دیگری بگذارید و از دریچه‌ی چشم او به مسائل نگاه کنید.
  • ابراز همدلی و همدردی با طرف مقابل تا حدود زیادی می‌تواند از بحث و مشاجره جلوگیری کند.
  • توجه داشته باشید گاهی برخی سخنان ما صد‌در‌صد منصفانه نیست.
  • در لحن صدای خود حالت تدافعی یا طنز یا طعنه نداشته باشید و از کلمات تحقیرآمیز و نیش‌دار خودداری کنید.
  • همسرتان یا همکارتان را تشویق کنید تا احساسات خود را ابراز کند و با علاقه واکنش نشان‌دهید. توجه داشته باشید لحن کلام شما طعنه‌آمیز یا پرخاشگرانه نداشته باشد.
  • تلاش برای دفاع از خود معمولاً طرف مقابل را عصبی و ناراحت می‌کند و ارتباط موثر را بهم می‌زند.
  • گاهی پیام و لحن صحبت ما عشق و محبتی را که ما مدعی آن هستیم، تداعی نمی‌کند.
  • اگر همیشه در مقام دفاع از خود برآییم بدون اینکه احساسات و افکار طرف مقابل را درک کنیم و در این رابطه پرس‌وجوی بیشتری کنیم رابطه بهم می‌خورد و خشم و دلخوری بوجود می‌آید.
  • با نشان دادن انعطاف و گوش‌کردن موثر نشان می‌دهید که آدم سمجی نیستید.
  • درمقام مشاجره نمی‌شود نادرست‌بودن رفتار و گفتار کسی را ثابت کرد.
  • اگر با رفتار، کلام و لحن مناسب نشان دهید که علیرغم اختلاف برای طرف مقابل احترام قائلید. ارتباط ما موثر و مناسب خواهدبود و از بحث و مشاجره احتمالاً جلوگیری خواهدشد.
  • گفتن جملاتی از قبیل:آیا در سخنان من حرفی بود که تو را دلگیر کند یا ممکن‌است بگویید که از کدام رفتار من ناراحت هستید و دلگیر شده‌اید یا مسئله اصلی که شما را رنج می‌دهد یا ناراحت می‌کند چیست؟ می‌تواند به بیان احساسات و افکار طرف مقابل و ابراز آنها بیانجامد و بدین‌گونه راه برای شناخت بهتر همدیگر و ارتباط مناسب‌تر هموار گردد.
  • گاهی که در معرض حملات انتقادی قرار می‌گیرید، می‌توانید از شیوه خلع سلاح استفاده کنید، تاثیر آرام‌بخشی عجیبی دارد و می‌تواند مانع از مشاجره شود. بدون توجه به غیرمنطقی بودن گفت‌وگو، نکته‌ی مثبتی در آن بیابید. وقتی در برابر میل به بحث و دفاع از خود مقاومت می‌کنید و در مقام موافقت با کسی حرف می‌زنید (مثلاً همسرتان) بی‌آنکه بدانید پیروز از بحث خارج می‌شوید او هم احساس پیروزی می‌کند و معمولاً با آمادگی بیشتری پذیرای حرف‌های شما می‌شود.

اکنون به مثال زیر در این رابطه توجه کنید:

  • به فرض همسرتان می‌گوید: همیشه دیر می‌کنی، از انتظار کشیدن خسته شده‌ام. به‌نظر شما چگونه می‌توان از روش خلع سلاح استفاده کرد؟

جواب: می‌توانید بگویید: بله حقیقت دارد، دیر کردم و حق داری عصبانی شوی. آیا متوجه نکته‌ی مثبت این طرز واکنش هستید؟ وقتی می‌پذیرید که دیر کرده‌اید، همسرتان احساس می‌کند کسی به حرف او گوش داده‌است و مورد احترام قرار گرفته‌است. در این شرایط معمولاً از شدت ناراحتی و عصبانیت او کاسته می‌شود. اما اگر حالت تدافعی بگیرید، عذر و بهانه بیاورید بر شدت ناراحتی او می‌افزایید.

  • فرض کنید رئیس شما می‌گوید: پیشنهاد بسیار بدی آوردی، حواست کجا بود؟ آیا هنگام نوشتن گزارش خیالاتی شده‌بودی؟ فرض می‌کنیم برای تهیه‌ی گزارش و ارایه پیشنهاد زحمت زیادی کشیده‌اید و پیش خود هم از کاری که کرده‌اید، مغرور هستید. می‌دانید که گزارش آنقدر بدی هم ننوشته‌اید، عصبانی می‌شوید و می‌خواهید واکنش دفاعی نشان دهید، اما به‌جای همه‌ی اینها به وی چه می‌توانید بگویید که موثر باشد؟

جواب: می‌توانید بگویید مثل اینکه نکته‌ی مهم مطلب را فراموش کرده‌ام، البته وقت زیادی صرف تهیه‌ی این گزارش کردم. ممکن است نظر خود را بیشتر توضیح دهید؟ این طرز برخورد احتمالاً از شدت عصبانیت رئیس شما می‌کاهد و او به احتمال زیاد به طرز بهتری با شما گفتگو می‌کند.

البته به نظر می‌رسد که بعضی‌ها از بحث‌های بی سر و ته لذت می‌برند، اشکالی ندارد اگر بخواهید می‌توانید از این بحث‌ها زیاد بکنید. اما اگر از بحث خسته شده‌اید و به این نتیجه می‌رسید که اشخاص هرگز به شما گوش نمی‌دهند و اگر احساس می‌کنید که می‌خواهید به دیگران نزدیک‌تر شوید در این صورت روش‌های فوق می‌تواند به شما کمک کند.

ممکن است بعضی‌ها در مقام مخالفت بگویند: چرا با کسی که حرف غیر منطقی می‌زند موافقت کنم؟

جواب این است که: مجبور نیستید، اما با این طرز برخورد احتمالاً به سود خود کار می‌کنید. وقتی کسی را که غیر منطقی است خلع سلاح می‌کنید، نظر موافق او را به خود جلب می‌کنید. به‌جای بحث چارچوب مشترکی پیدا می‌کنید تا یکدیگر را درک کنید و با هم در قالب یک تیم و گروه هم‌رأی می‌گردید. دیگر در حکم رقیبان و دشمنانی نیستید که برای پیروزی مبارزه می‌کنید. برای احاطه در روش‌های ذکر شده لازم است بارها و بارها تمرین کنید.

فرض کنید شما کمی اضافه وزن دارید و همسرتان می‌گوید: تو پرخور و چاق هستی و اختیار غذا خوردنت را نداری. چگونه می‌توانید از روش‌های ذکر شده برای ارتباط موثر و دوری از دلخوری و درگیری و بحث و مشاجره و حالت تدافعی گرفتن به این سوال پاسخ داد؟

لطفأ خودتان جواب را بیابید.

فرض کنید همسرتان می‌گوید: تو بیش از حد نسبت به مسائل حساسیت نشان می‌دهی، بیش از حد ناراحت می‌شوی، بیش از حد غیرمنطقی هستی، چرا از فکرت استفاده نمی‌کنی؟ باور کن دنیا به آخر نمی‌رسد.

لطفأ خودتان جواب را بیابید.

و در پایان سخن خود را با این آیه‌ی کریم قرآن به پایان می‌رسانم:

” و اگر آدمی را به نعمتی پس از نعمتی برسانیم، مغرور و غافل شود که دیگر روزگار زحمت و رنج من سر آمده و سرگرم شادی و مفاخرت گردد، مگر آنان که دارای ملکه‌ی صبر و عمل صالح‌اند، بر آنها آمرزش حق و اجر بزرگ و نعمت ابدی است. ”

” آیه ۱۰ سوره‌ی هود ”

و رسول اکرم فرمود: ” مشکلات را آسان بگیرید تا بر شما آسان بگذرد.

و حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: ” سه چیز دوستی در پی دارد: دینداری، فروتنی و بخشش. ”

و حضرت علی (ع) فرمود: ” برای زیرکی مرد همان بس که عیوبش را بشناسد و آنچه دوست نداری درباره‌ات گفته شود درباره‌ی دیگران مگو و از سه خصلت بپرهیزید: حسد، حرص و تکبر. ”

الهی تو بر رحمت خویش

و من بر حاجت خویش

تو توانگری

و من درویش

” و من الله التوفیق”

 

 

منابع:

  1. زمینه‌ی روانشناسی هلیگارد
  2. زمینه‌ی روانشناسی مانتراک
  3. زندگی با استرس کمتر
  4. از حال بد به حال خوب
  5. اهداف تربیت از دیدگاه اسلام
  6. سیناپس کاپلان
  7. رفتار درمان شناختی
  8. نهج البلاغه
دیدگاه ها