نمایش نوار ابزار

سیاست کنترل جمعیت در ایران کنونی فرصت یا تهدید

جمعه ۳ دی ۱۳۹۵

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست کنترل جمعیت در ایران کنونی فرصت یا تهدید

محسن خدمت کن

چکیده

سیاست کنترل جمیعت انسان در اوایل قرن بیستم ، ابتدا در غرب بر اساس نظریه رابرت مالتوس شکل گرفت.غربیهاباتوجه به تجربه بدست آمده از اجرای این سیاست در کشور های خود که با انجام روش هایی ، افزایش جمعیت را مهار نمود، تمام همت خود را بکار گرفتند تا با روند رو به افزایش جمعیت در کشورهای هدف نیزمقابله نمایند.

کشور های استعمارگر با بیان اینکه یکی از راههای توسعه یافته گی کنترل جمعیت و اجرای طرح هایی در این خصوص می باشد، سعی کردند با استفاده از اهرم های سیاسی و حمایت مالی از سازمان ها و موسسات بین المللی ، در صدد ترغیب رهبران آن کشور ها به اِعمال داوطلبانه برنامه تنظیم خانواده بر آیند.

در کشور ایران اولین دوره سیاست کنترل جمعیت با کمک های بین المللی بعد از سر شماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۴۵ آغاز و با وقوع انقلاب اسلامی متوقف و دوره دوم آن از سال ۱۳۶۸ مجدداً آغاز و هم اکنون ادامه دارد . نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ و بخصوص سال ۱۳۹۰ زنگ خطر ادامه این سیاست را به صدا در آورده ، البته اِعمال این سیاست به تنهایی عامل اصلی کاهش جمیت نیست و می توان از عوامل دیگر به خصوص تغییرات گسترده در جامعه و خانوده را نام برد اجرای سیاست مهار جمعیت از دیدگاه اسلام جای بحث و تأمل دارد و به جاست مسئولین نظام جمهوری اسلامی با توجه به صراحت آیات و روایات در این زمینه ، تدابیر جدی اتخاذ و موضوع کاهش جمعیت را به عنوان یک تهدید مهم از سر راه نظام برداشته و با ارائه راهکار های مناسب در صدد جبران آن بر آیند.

واژه های کلیدی : سیاست کنترل جمیعت، تنظیم خانواده ، نرخ رشد ، افزایش جمعیت ، کاهش جمعیت، روند رشد جمعیت، زاد و ولد، سرشماری نفوس و مسکن

مقدمه

یک جامعه بالنده و پیشرو با نیروی انسانی جوان و با نشاط خود محک می خورد از این رو ، لازم است متناسب با ظرفیت ها و نیاز ها ، موضوع تغییرات جمعیتی با حساسیت بررسی و برنامه های تولید نسل های آینده بر اساس آن به گونه ای پیش بینی شود که همواره سطح مورد نیاز نیروی جوان و کار آمد در آن حفظ و ارتقا یابد. در سال های اخیر موضوع کنترل وکاهش جمعیت مورد نقد و بازنگری شماری از علماء ، سیاستمداران و کارشناسان قرار گرفته است.

بر خلاف گذشته که بیشتر سخن از کنترل جمیعت و نگاه داشتن آن در محدود ای معین بود، امروز با توجه به نتایج سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ و مقایسه آن با آمار سال ۱۳۸۵ از طرف افراد یاد شده در نگرانی از کاهش جمعیت هشدار هایی داده شده است . این گروه از صاحب نظران بر این باورند که دامن زدن به این طرح و تبلیغ آن در دهه دوم انقلاب، اقدامی نا صواب بوده که عوارض آن به زودی دامن گیر جامعه خواهد شد. حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در خصوص ادامه سیاست کنترل نسل هشدار هایی را به مسئولین داده اند. ایشان در تاریخ ۱۶/۵/۱۳۹۰ در دیدار مسئولان نظام با ایشان فرمودند: «من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم ، می تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد، من معتقد به کثرت جمعیتم ، هر اقدام و تدبیری که می خواهد برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد. بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد»

مقام معظم رهبری در تاریخ ۳/۵/۱۳۹۱ در دیدار کارگزاران نظام با ایشان تاکید کردند «باید در جامعه درباره آن فرهنگ سازی کنند ، از این حالتی که امروز و جود دارد ،یک بچه، دو بچه، باید کشور را خارج کنند، رقم صد و پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند و درست هم هست، ما باید به آن رقم ها برسیم». اخیرا رهبر معظم انقلاب (۶/۸/۱۳۹۲) در دیدار دست اندرکاران برگزاری همایش ملی تغییرات جمعیت و نقش آن در تحولات مختلف جامعه بیاناتی ایراد کردند که در آن بیانات ضمن هشدار به مسئولین تاکید کردند ادامه روال کنونی به پیری کشور می انجامد. نگارنده با توجه به مطالب اشاره شده ، سؤالی را همواره در ذهن خود مرور میکردم که آیا ادامه سیاست کنترل جمعیت در ایران کنونی فرصتی است برای توسعه و پیشرفت کشور ، یا یک تهدید جدی است ، که ادامه آن می تواند کشور را در آینده با بحران مواجه کند. که جهت پاسخگویی به آن ابتدا منظور از کنترل جمعیت انسان را بیان و در ادامه به ترتیب نظریه و سیاست های کنترل جمعیت ، اهداف غرب از اِعمال این سیاست و اَشکال آن در کشور های هدف و به ویژه مسلمان را نگاشته وپس از آن به سیر تحولات جمعیتی در کشور پرداخته و پیامد ها و آثار این سیاست ذکر گردید. در بخش دیگری از مقاله عوامل موثر بر کاهش جمعیت بخصوص در بُعد اجتماعی آنرا بررسی و درانتها نگاه دین مبین اسلام را بررسی و برخی از آیات و روایات وارد شده را ارائه نمودم و این نتیجه حاصل شد که ادامه سیاست کنترل جمعیت در کشور یک تهدید جدی است که در صورت ادامه آن در آینده نه چندان دور کشور را با بحران جبران ناپذیری روبرو می کند و در پایان راهکار هایی ارائه شد تا مسئولین با بکارگیری آن ، کشور را از این وضعیت برهانند .

کنترل جمعیت انسان

منظور از کنترل جمعیت در انسان ایجاد تغییری عامدانه و ساختگی در نرخ رشد جمعیت انسان است. از نظر تاریخی، کنترل جمعیت انسانی از طریق محدودسازی نرخ زایش، و معمولاًبه دستور دولت صورت گرفته است.

تا به امروز، کنترل جمعیت انسانی به عنوان یک واکنش به عواملی نظیر سطح بالا یاروبه افزایش فقر، نگرانی های زیست محیطی، دلایل مذهبی و جمعیت بیش از اندازه صورت گرفته است.

نظریه و سیاست های کنترل جمعیت

کنترل نسل بر اساس نظریه توماس رابرت مالتوس (۱۴ فوریه ۱۷۶۶-دسامبر۱۸۳۴)کشیش و اقتصاددان انگلیسی است. در سال ۱۷۹۸ اثری را تحت عنوان (درباره اصل جمعیت) منتشر کرد، وی معتقد بود که جمعیت جامعه، هنگامی که کنترل نشود با ضریب افزایش می یابد، وی می گوید من محاسبه دقیق کرده ام و می دانم جمعیت کره زمین بصورت تصاعد هندسی بالا می رود، در نتیجه در هر ۲۵ سال دوبرابر در هر۵۰ سال چهار برابر و در هر ۱۰۰سال ۱۵ برابر می شود. درحالیکه افزایش مواد غذایی در ۲۵ سال اول دو برابر، در۵۰ سال بعد، سه برابر و در ۱۰۰سال پنج برابر خواهد شد . وی معتقد بود افزایش جمعیت راه حل پیشرفت نیست و لذا باتوجه به این نظریه می گفت افزایش جمعیت با افزایش مواد غذایی سازش ندارد.

                                                                                                        خلاف این نظریه ، نظر مائو رهبر چین است .

مائو تسه تونگ، تئوریسین مارکسیسم لینینیسم و سیاستمدار انقلابی کمونیست و بنیانگذار جمهوری خلق چین جمله معروفی دارد که می گفت دو دست یک انسان غذای سه چهار نفر را می تواند تامین کند.

سیاست های کنترل جمعیت، باترغیب کشورهای غربی همراه بوده و به باور آنها، افزایش شدید جمعیت به زیان جامعه بشری و ازجمله به زیان کشورهای توسعه یافته غربی است.

این درحالی است که یکی از عوامل موثر در توسعه اقتصادی کشورهای غربی، افزایش جمعیت آنها بوده اما به گونه ای نشان دادند که افزایش جمعیت مانع پیشرفت اقتصادی است.

قدرت های استعماری برای مداخله در کشورهای دیگر، ازجمله کشورهای جهان سوم و تاثیرگذاری بر اقتصاد آنها، بحث کنترل جمعیت را مطرح کردند و از طریق برنامه ها و کمک های بین المللی، سیاست های مداخله ای کنترل جمعیت را در این کشورها به اجرا گذاشتند.

در دهه های اخیر نیز سیاست قدرت های جهانی غالباً به برنامه های کاهش جمعیت به عنوان عاملی تکمیلی برای برنامه های توسعه اقتصادی تاکید می کند. در گزارش عوامل جمعیتی اهداف توسعه هزاره آمده است . اهداف توسعه هزاره بدون تمرکز اساسی تر بر کاهش نرخ رشد جمعیت ازطریق برنامه های داوطلبانه تنظیم خانواده محقق نخواهد شد. برهمین اساس کشورهای استعماری به طُرق مستقیم و غیر مستقیم درصدد کاهش جمعیت در کشورهای جهان سوم و مسلمانان هستند. این درحالی است که رژیم صهیونیستی درصدد افزایش جمعیت خود است.

اهداف غرب از اعمال سیاست های کاهش جمعیت در کشورهای هدف

با نگاهی به سیر جمعیت در کشورهای غربی، در می یابیم که طی دهه شصت، حجم نسبی جمعیت کشورهای سرمایه داری سیر نزولی داشته است تا جایی که تعداد جمعیت این کشورها (کشورهای اروپای غربی ، ایالات متحده آمریکا و کانادا)۸/۱۶ در صد از جمعیت جهان را تشکیل می دهد و درسال ۱۳۶۸ این نسبت به ۱/۱۲ درصد کاهش یافت و این سیر نزولی به خاطر فروپاشی خانواده در جوامع غربی همچنان ادامه دارد. درمقابل، اما روند افزایش جمعیت در کشورهای درحال توسعه و به خصوص کشورهای اسلامی، سهم آنها را از جمعیت جهان افزایش می دهد که همین امر با عنایت به قدرت تعیین کننده جمعیت در معادلات بین المللی و ترس و نگرانی آمریکا از قدرت گرفتن کشورهای اسلامی، سبب شد تا این کشور و کشورهای اروپایی به کاهش رشد جمعیت در کشورهای جهان سوم، به خصوص جمعیت کشورهای اسلامی به عنوان یکی از پایه های استراتژیک در سیاست خارجی خود توجه داشته باشند.

این اهداف به دو شکل اعمال می شود

۱- استفاده از اهرم های سیاسی ۲- حمایت های مالی و غیر مالی سازمان ها و موسسات بین المللی

۱- اهرم های سیاسی غرب به خصوص آمریکا برای کنترل جمعیت

ایالات متحده آمریکا طی دهه پنجاه میلادی، متوجه این مسئله شد که اگر سطح تکنولوژی بین کشورها به خصوص در زمینه نظامی مساوی شود، افزایش جمعیت عامل برتری خواهد بود. همان گونه که کشورهایی همچون هند، چین و پاکستان امروز به تکنولوژی علمی و نظامی غرب و آمریکا دست یافته اند و امروز تهدیدی جدی برای غرب و اروپا به شمار می آیند.در دهه هفتاد و درزمان هنری کسنیجر، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور وقت آمریکا، پروژه ای درباره تاثیر روند رشد جمعیت جهانی بر امنیت ملی آمریکا طراحی و انجام شد. این پروژه روند فزاینده رشد جمعیت جهانی را بر خلاف امنیت ملی آمریکا می دانست و با تشریح استراتژی آمریکا درمورد جمعیت جهانی، سیاستها، راهکارها، چگونگی همکاری سازمان های بین المللی و روش ترغیب و اقناع رهبران کشورهای مورد نظر برای کاهش روند رشد جمعیت را تبیین می کرد. براساس این پژوهش،افزایش جمعیت در کشورهای کمتر توسعه یافته با منابع غنی منجر به افزایش مصرف این منابع در راستای تامین رفاه معیشت مردم آن کشورها شده است و در نتیجه نفت و دیگر منابع با افزایش قیمت و در واقع کاهش دسترسی غرب و آمریکا مواجه می شوند و منافع اقتصادی آن ها را به خطرمی اندازد.

ساموئل هانتینگتون در بخشی از مصاحبه خود، درباره تمدن اسلام و چین و چالش آنها با تمدن غرب، با اشاره به نقش روز افزون مسلمانان می گوید « تمدن اسلامی تمدنی است که چالش آن تاحدودی متفاوت ازدیگر چالش ها است، چراکه این تمدن اساساً ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد بالای زاد و ولد که در اکثر کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم، این چالش را متفاوت کرده است. امروز بیش از ۲۰ درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان ۱۵ تا ۲۵ ساله تشکیل داده اند ».

از همین رو، این کشور بخشی از سیاست خارجی اش را برمبنای کنترل جمعیت کشورهای جهان سوم و درکنار آن، کشورهای اسلامی متمرکز کرده است و این مهم را از طریق سازمانهای بین المللی از قبیل صندوق جهانی پول و سازمان ملل متحد و سازمان های وابسته به آن مثل سازمان بهداشت جهانی و سازمان کشاورزی و تغذیه بین المللی و غیره انجام می دهد. ازسوی دیگر، تبدیل کشورهای پرجمعیت به کشورهای کم جمعیت (کوچک) کشورهای درحال توسعه را محتاج کشورهای غربی نگه می دارد که این مهم با سیاست های کاهش جمعیتی تحت عنوان تنظیم خانواده، تلاش برای تجزیه جمعیت های تحت فرمان یک نظام سیاسی و ممانعت از اتحاد کشورهای اسلامی و عربی اجرایی می شود.

۲-حمایت های مالی و غیرمالی سازمان های بین المللی و موسسات آمریکایی از کاهش جمعیت

آمریکا، با مدیریت سیاسی در کشورهای اسلامی ، آن ها را به لزوم پذیرش و تقویت سیاست های جمعیتی به منظور کاهش جمعیت متقاعد می سازد و ازطریق موسساتی مانند آژانس رشد و توسعه بین المللی آمریکا و پاث فایندر(path finder) و همچنین سازمان های بین المللی همچون سازمان بهداشت جهانی، سازمان تغذیه و کشاورزی بین المللی (فائو) ،سازمان های فرهنگی(یونسکو) و شورای جمعیتی هزینه اجرای طرح های کاهش جمعیت و تولید و توزیع وسایل پیشگیری ازبارداری را تامین می کند. از سوی دیگر نیز با نفوذ فرهنگی و تغییر ارزش های جوامع اسلامی و نگاهی که دین ما به مسئله بارداری و فرزند آوری دارد ، هدف ، کاهش جمعیت در کشورهای اسلامی دنبال می شود . این سیاست ها و پشتیبانی مالی، علاوه بر آنکه نظرغرب را درجابه جایی منحنی جمعیت در کشورهای اسلامی تامین می کند، با نفوذ فرهنگ غربی در کشورهای اسلامی، خطرنابودی ارزش های اجتماعی را که از دین اسلام سرچشمه می گیرد، با خود به همراه دارد و باعث می شود تا ارزش های اجتماعی در چارچوب نظام بی دینی غربی شکل بگیرد.

سیاست کنترل جمعیت در کشور های جهان سوم و مسلمان

اما براستی هدف سازمان بهداشت جهانی از اجرای برنامه های کنترل جمعیت در کشور های جهان سوم و در حال توسعه مسلمان چیست؟

پاسخ این سؤال را شاید بتوان در بخشی از مقاله رابرت واکر ، که در آن بر اساس اطلاعات مجله سیاست خارجی آمریکا و موسسه صندوق صلح به تحلیل آمار جمعیت کشور های مختلف پرداخته است، پیدا کرد. وی با اشاره به جمعیت ۸۱۰ میلیونی ۲۰ کشور ، که عمدتا در آفریقا و غرب آسیا متمرکز هستند و طبق آمار سازمان ملل پیش بینی می شود ظرف مدت ۳۷ سال این میزان دو برابر شود، می افزاید: اگر رشد جمعیت در این کشورها مهار نشود، این میزان در ۲۰۵۰ به یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون نفر خواهد رسید و این بدان معنا است که سهم جمعیت این کشورها از ۱۱ در صد فعلی به ۱۸ در صد در ۲۰۵۰ خواهد رسید. بر این اساس ، در شرایط کنونی جهان ، که با پیشرفت علم و تکنولوژی نقش عواملی چون زمین و سرمایه زیر سایه نیروی انسانی قرار می گیرد، می توان آشکار تر دلیل دلسوزی و نگرانی نهاد های بین الملی و تحلیل گران غربی از رشد جمعیت در جوامع غیر غربی، به خصوص کشورهای آفریقایی و غرب آسیا را که کشور های اسلامی هستند درک کرد از همین روی ، پس از بررسی های مختلف در قالب پروژه های متعددی که در آمریکا و کشور های اروپایی روی رشد جمعیت درکشور های مسلمان و در حال توسعه و تأثیر آن در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان و جا به جایی احتمالی قدرت انجام گردید ، سیاست هایی را تدوین و حتی یک روز را تحت عنوان روز جهانی جمعیت و سیاست های تنظیم خانواده در لوای اقدامات بشردوستانه و سلامت توسط دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد تعیین و اعلام شد.

استعماری بودن نظریه کنترل نسل

دلیل استعماری بودن نظریه کنترل نسل، کاملاً روشن است. دولت های استعماری وقتی جمعیت ممالک مقابلشان کم باشد راحت ترند، چرا که لازم نیست برای مواجه با آنها خیلی امکانات تهیه کنند، چون درگیری آنها با معارضین با جمعیت محدودتر و با هزینه کمتری صورت می گیرد. ضمن اینکه در مقوله بازدارندگی علاوه بر وسعت یک کشور، جمعیت هم از فاکتورهای اساسی است. قبل از انقلاب پیگیری این نوع سیاست ها طبیعی بود. چون حکومت تحت سلطه استعمارگران قرار داشت .

سابقه سرشماری

سرشماری عمومی نفوس و مسکن در ایران به موجب قانون هر ده سال یکبار به اجرا درمیآید. نخستین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۳۵ بوسیله اداره آمار عمومی و سرشماری های بعدی در سال های ۱۳۴۵ ، ۱۳۵۵ ، ۱۳۶۵ ، ۱۳۷۵و ۱۳۸۵ انجام شد. درسال ۱۳۸۶ بر اساس مصوبه ی هیئت وزیران در تاریخ ۲۴/۲/۱۳۸۶ فاصله ی زمانی اجرای سرشماری های عمومی نفوس و مسکن از ده سال به پنج سال کاهش یافت . سرشماری ۱۳۹۰ هفتمین سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور است که در تاریخ دوم آبان ماه ۱۳۹۰ درسراسر کشور به اجرا در آمد. این سرشماری ها با ارائه آمار و اطلاعات صحیح درباره اندازه، ساختار و ویژگی های جمعیت کشور ابزار مناسبی را برای طراحی و اجرای برنامه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ، در اختیار برنامه ریزان، سیاستگذاران و مسئولان کشور قرار می دهد. همچنین این سرشماری به دلیل ارائه چارچوب های لازم برای اجرای طرح های آمارگیری نمونه ای درحوزه های مربوط به جمعیت و خانوار یکی از فعالیت های اصلی و زیر بنایی نظام آماری کشور محسوب می شود.

تحولات جمعیتی و تنظیم خانواده در ایران تحولات باروری و سیاست های تنظیم خانواده در ایران رابه چهار دوره می توان تقسیم کرد.

دوره اول از ۱۳۳۵ تا۱۳۴۵

طی سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵ میزان رشد جمعیت ایران افزایش ناگهانی داشته است. در اولین سرشماری در ایران درسال ۱۳۳۵، جمعیت ایران بالغ بر ۹/۱۸ میلیون نفر بود. درآن زمان ایران جزء کشورهایی به حساب می آمد که سیاست های دولت، مخالفت کاهش باروری بوده است.

دوره دوم  ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷

با مشخص شدن تعداد موالید ورشد آن در سرشماری سال ۱۳۴۵، سیاست های کنترل جمعیت به طور علنی و رسمی در برنامه های عمرانی چهارم و پنجم به عنوان یکی از برنامه های مهم رژیم شاهنشاهی قرار گرفت و ازسال ۱۳۴۶ سیاست دولت وقت به سمت کنترل جمعیت تغییرکرد که تا سال ۱۳۵۷ ادامه یافت. درپی اجرای برنامه ی کنترل جمعیت، آمار نفوس که پیش بینی می شدبه عدد ۸۷۹/۶۵۷/۳۴ نفر برسد، درسطح ۷۴۴/۷۰۸/۳۳ نفر متوقف ماند. سرشماری سال ۱۳۵۵ و نتایج آن تایید کاهش باروری در ایران به خصوص درسال های نزدیک به این سرشماری بود.

دوره سوم از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۷

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی کشور، بر افزایش جمعیت تاکید گردید و بر متوسط رشد جمعیت افزوده شد. که این دوره را دوره توقف تنظیم خانواده نامیده اند. در توجیه افزایش جمعیت در این دوره می توان گفت که نگرش های دینی که در جامعه تقویت شده بود، فرصت بیشتری برای ظهور و بروز یافت. یکی از آن نگرش ها ، فراهم شدن سهل تر ازدواج و به دنبال آن فرزند آوری بود و دولت به تشویق و ترویج ازدواج در سنین پایین پرداخت و سن قانونی ازدواج برای دختران را از ۱۵ سال به ۱۳ و پسران از ۱۸ به ۱۵سال کاهش داد. سیاست های دولت در مورد توزیع کالاهای ضروری هم سهمیه هایی را به تعداد نفرات خانوار تخصیص می داد نوعی یارانه و کمک هزینه بود که می توانست بخشی از بارهزینه های زندگی خانوار های پرعضو را تعدیل کند. درکنار آنها، شروع جنگ تحمیلی و اعتقاد و الزام به پیروزی درآن، نیاز دراز مدت کشور به نیروی جوان را افزایش داد. همه این ها به علاوه عوامل متعدد دیگر، موجب افزایش باروری زنان و در نتیجه موالید در کشور شد. ورود پناهندگان افغانی و عراقی نیز بر میزان جمعیت افزود.

دوره چهارم از ۱۳۶۸ آغاز و تاکنون ادامه دارد

درچنین شرایطی، دولت توجه خودرا به جمعیت و میزان رشد آن معطوف داشت سازمان برنامه و بودجه در شهریور ماه ۱۳۶۷ کنفرانس جمعیت و توسعه را برگزار کرد.

جمعیت شناسان و برنامه ریزان نیز ابعاد مختلف افزایش جمعیت را پیش کشیدند. مجموعه این موارد، به علاوه فشارهای ناشی از جنگ تحمیلی و تحریم ها ی اقتصادی به اتخاذ سیاست جدید کنترل جمعیت منجرشد و در نهایت درسال ۱۳۶۸ برنامه ای از طرف دولت مطرح شد و درسال ۱۳۷۲ به تصویب مجلس رسید. هر چند زمان شروع مجدد برنامه تنظیم خانواده را درواقع می توان سال ۱۳۶۸ با اجرای سیاست های آشکار نام برد. ولی باید اذعان داشت میزان باروری ازسال ۱۳۶۴ به تدریج شروع به کاهش نمود چون سیاست های مخفی دولت از جمله افزایش سطح سواد، توسعه نقاط روستایی و گسترش شبکه های بهداشتی درکاهش باروری تاثیر بسزایی داشته است. با اجرای این سیاست ها جمعیت به سرعت روند انتقالی خود را طی و تا جایی که میزان باروری کل از ۵/۵ فرزند ازسال ۱۳۶۷ به ۱/۷۲ فرزند در سال ۱۳۷۹می رسد.

تغییر ساختار جمعیتی ایران حرکت از جوانی به سالخوردگی

درحال حاضر، هرم سنی جمعیت ایران درحال انتقال از جوانی به سالخوردگی است. بدین ترتیب، اگر نقطه شروع کاهش اساسی و مستمر باروری درایران را سال ۱۳۶۵در نظر بگیریم، تا سال ۱۴۲۵ ساختار جمعیت ایران کاملاً سالخورده خواهد بود.

منظور از نرخ باروری کل، تعیین تعداد فرزندانی است که جانشین والدین می شوند طبق آمار سازمان ملل، نرخ باروری در ایران برای سال ۲۰۱۰ کمتر از ۱/۸ گزارش شده است. این در حالی است که حداقل نرخ جانشینی برای منفی نشدن نرخ رشد جمعیت در یک جامعه، ۲/۱ برآورد شده است. همچنین براساس اعلام بانک جهانی، نرخ رشد جمعیت ایران ازسال ۲۰۲۵ به زیر یک درصد خواهد رسید و  به ۰/۹۹ درصد کاهش خواهد یافت. این به معنی کاهش تدریجی جمعیت و نهایتاً انقراض نسل است. تا نیم قرن قبل ،امر فرزند آوری در جهان شاکله طبیعی داشت و به طور متوسط هرخانواده از میانگین شش فرزند برخوردار بود که در گذار به سوی مدرنیته، علل و عوامل فردی ، فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاست های بین المللی، این روند را تغییر داد و روند معکوس و شتاب زده ای به خود گرفت به گونه ای که امروز فرزند آوری در بسیاری کشورها، به عنوان یک چالش اجتماعی، بلکه یک بحران برای دهه های آتی قلمداد می شود. همچنین در شرایطی که کشورمان به دلیل رویکردهای سیاسی و باورهای مذهبی و عقیدتی، گفتمان نوینی درعرصه بین الملل دارد و با مخالفت اساسی دشمنان نظام اسلامی مواجه است، منطق حکم میکند که خطرات ناشی از تحدید جمعیت جدی انگاشته شود و آسیب شناسی و برنامه ریزی دراین حوزه صورت گیرد. کافی است سخن برژینسکی سیاست مدار کهنه کار آمریکایی مورد توجه قرار گیرد او طی مصاحبه ای با نشریه وال استریت ژورنال در مارس ۲۰۰۹ خطاب به دولتمردان آمریکایی می گوید « از فکر کردن در مورد حمله پیش دستانه علیه ایران اجتناب کنید چرا که زمان، آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع حکومت ایران نیست »

پیامدهای سالخوردگی جمعیت کشور

اگر کنترل جمعیت به همین ترتیب پیش برود، دریک دوره چهل ساله ، نزدیک به بیست درصد جمعیت درمرحله سالخوردگی قرارخواهند گرفت. پیامد کنترل شدید جمعیت ، سالخوردگی است. بی هیچ تردیدی پیامد قطعی کنترل شدید  و مستمر موالید، تغییر ساختار جمعیت از جوانی به سالخوردگی می باشد. درحال حاضر، برخی از استان های کشور درمرحله آغازین ورود به سالخوردگی جمعیت هستند که با رسیدن سهم افراد شصت سال به بالای آنها به هشت درصد کل جمعیت، مصداق
می یابد و این مطلب را می توان در نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ و مقایسه آن با سرشماری در سال ۱۳۸۵ مشاهده کرد . رئیس مرکز آمار ایران در خلال اعلام نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ اشاره به این موضوع هم نمود که ، جمعیت ما به سمت میانسالی می رود . وی همچنین اعلام کرد ، در سرشماری سال ۱۳۸۵ بیشترین جمعیت کشور مربوط به گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ و در سرشماری سال ۱۳۹۰ بیشترین جمعیت کشور مربوط به گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال است. وقتی نیمی از جمعیت یک کشور سالخورده باشد، نیمه جوان جمعیت باید انرژی خود را صرف نگه داری و خدمات رسانی به نیمه سالخورده کنند و این بزرگ ترین چالش اقتصادی است.رشد اقتصادی می تواند به صورت منفی تحت تاثیر افزایش سهم سالمندان مصرف کننده درکل جمعیت قرارگیرد. ضمن اینکه سالمندی اثرات سنگینی به نظام درمانی ، اشتغال و سیاست های تامین اجتماعی برجای می گذارد و از نظر اقتصادی، توانایی پس انداز همراه با افزایش سن کاهش می یابد و این امر بر میزان پس انداز درکل اقتصاد تاثیر گذاراست.از دیگر پیامدهای اقتصادی تحدید نسل، کمبود نیروی کار به دلیل پیری جمعیت و افزایش بار مالی دولت در تامین رفاه اجتماعی بازنشستگان است. جمعیت سالخورده، علاوه برداشتن یک سری عوارض و مسائل فردی، ممکن است برای جامعه نیز مسائل و مشکلاتی را پدید آورد و مقابله با چالش های فراروی این پدیده و اتخاذ سیاست های مناسب برای ارتقاء وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی سالمندان، از اهمیت بالایی برخوردار است. در مجموع می توان گفت کشوری که مدت زمان زیادی سیاست کنترل جمعیت را ادامه دهد به میان سالی و پیری مبتلا       می شود و این پیری جامعه، لطمه های جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.

در این بخش به عوامل موثر بر کاهش جمعیت در دوره های اجرای سیاست تنظیم خانواده در قبل و بعد از انقلاب می پردازیم

عوامل مؤثر بر کاهش جمعیت در قبل از انقلاب

از عوامل مهمی که روند تنظیم خانواده را در ایران تسهیل کرد ، کمک های بین المللی ، به ویژه کمک هایی بود که در قالب پروژه های صندوق جمعیت سازمان ملل متحد صورت گرفت. برنامه تنظیم خانواده بخصوص به کارگیری روش های پیشگیری از حاملگی ، در زمان رژیم پهلوی همراه با تبلیغات وسیع به خصوص در رادیو و تلویزیون و نقطه اوج آن در سال ۱۳۵۵بوده که می توان از جمله عوامل موثر بر کاهش جمعیت در آن زمان ، نام برد .

عوامل موثر بر کاهش جمعیت در بعد از انقلاب اسلامی

عوامل متعددی در این زمینه نقش داشته است اما تعیین مهم ترین نهادی که در حوزه جمعیت نقش دارد نهاد خانواده است . لذا باید ببینیم در حوزه خانواده چه تغییراتی رخ داد.

۱-تغییرات فردی

۱/۱- رواج فردگرایی

یکی از تحولاتی که خانواده از آن مصون نمانده رشد فردگرایی است.

منظور ازفردگرایی این است که افراد به جای اولویت دادن به خواست ها و علایق جمعی ، سنتی وخانوادگی ، به ارزش ها و خواست های فردی خود اولویت می دهند. بنابراین فردگرایی خود می تواند نتیجه توسعه خانواده هسته ای باشد و نیز میتواند پیامد هایی منفی داشته باشد

 آمار و ارقام بدست آمده در سرشماری سال ۱۳۹۰ به مثابه یک آژیر خطر است که به طور غیر مستقیم در باره رشد آسیب های اجتماعی هشدار می دهد آمار ۱/۷ در صدی (۵/۵ میلیون) خانواده تک نفره در کشور و رشد حدود ۲ در صدی آن نسبت به سال ۱۳۸۵ زنگ خطر افزایش زندگی مجردی و تبعات و هزینه های گزاف آن برای فرد ، خانواده و جامعه است.

۲/۱ – افزایش سن ازدواج

بررسی های آماری نشان می دهد که در ایران نیز میانگین سن ازدواج همین روند را دارد. با این تفاوت که این افزایش در مورد زنان بیشتر است.

در سرشماری سال ۱۳۹۰ میانگین سن ازدواج در مردان ۲۶/۷ و در زنان ۲۳/۴ بوده است و همچنان نیز در حال افزایش است.

 ۳/۱ – افزایش آمار طلاق

متاسفانه در جامعه ایران نیز آمار طلاق ، خصوصاً در نقاط شهری (به ویژه شهر تهران) در حال افزایش است. بر اساس آمار ثبت احوال کشور ، در سال ۱۳۷۲ ازهر ۱۰۰ ازدواج یکی به طلاق منجر می شد. این میزان در سال ۱۳۸۵ به ۱۲ طلاق و در سال ۱۳۹۰ به ۱۶ طلاق در ۱۰۰ ازدواج رسیده است.

۴/۱- افزایش سطح تحصیلات

افزایش سطح تحصیلات خصوصا در زنان ، یکی از عواملی است که منجر به بالا رفتن سن ازدواج و در نتیجه ، کاهش فرزند آوری میشود.

۵/۱- اشتغال زنان

افزایش سطح تحصیلات زنان منجر به افزایش تمایل زنان به حضور در بازار کار شده و میزان اشتغال زنان نسبت به گذشته بیشتر شده است و حضور بیشتر زنان در بیرون از خانه منجر به کاهش تمایل زنان به فرزند آوری شده است.

۲- تغییرات اجتماعی

۱/۲ – گسترش خانواده هسته ای

یکی از مهم ترین تغییراتی که در دهه های اخیر درخانواده ایرانی شاهد آن بودیم ، تغییر شکل خانواده است. در گذشته ، غالبا خانواده گسترده بود . خانواده گسترده خانواده ای است که بیش از دو نسل را در خود جای می دهد. در این خانواده ها فرزندان پس از ازدواج ، در کنار خانواده زندگی می کنند که دلیل گستردگی خانواده نیز همین است. اما خانواده هسته ای یک خانواده نو مکان است که با ازدواج یک زوج به وجود می آید . فرزندان پس از بلوغ به تدریج خانه را ترک می کنند و زن وشوهر در میان سالی دو باره تنها می شوند.

۲/۲ – افزایش میزان شهر نشینی

مطابق با سرشماری های انجام گرفته در کشور در سال ۱۳۶۵ ، میزان شهر نشینی درکشور ۵۴/۲ درصد بوده که در سال ۱۳۷۵ به ۶۱/۳ در صد افزایش پیدا کرده است و تا سال ۱۳۹۰، در حدود ۷۱/۴درصد جمعیت کشور در شهر ها ساکن بودند. شهر نشینی توقعات افراد را برای داشتن زندگی بهتر افزایش می دهد و آن ها را با افزایش هزینه های زندگی رو به رو خواهد کرد. این امر به خودی خود موجب تغییر رفتار های باروری زنان به نفع اندازه کوچک تر خانوار و تعداد فرزندان کمتر خواهد شد.گسترش شهر نشینی موجب گسترش خانواده هسته ای می شود که همان گونه که توضیح داده شد ، در کاهش تعداد فرزندان تاثیر گذار خواهد بود.

۳/۲ – آپارتمان نشینی و کوچک شدن خانه ها

یکی از پیامد های گسترش شهر نشینی ، کوچک شدن خانه ها و افزایش آپارتمان هاست. خانه های آپارتمانی ، به دلیل نوع فضاسازی و ساخت آن، بسیاری از کارکردهای سنتی اش ، مانند محل تفریح و آسایش ، محل ملاقات و میهمانی، محل جشن ها و برگزاری آیین ها ومحل کار و البته تولید و همه چیز ، به جز محل خواب را به فضا های شهری منتقل کرده است. طراحی آپارتمان ها به گونه ای است که سبب فردی شدن خانه و گسستن اعضای خانواده از یکدیگر می گردد. به عبارت دیگر، آپارتمان وزندگی آپارتمانی یکی ازعرصه های فردگرایی شده است. در سال های اخیر ، معماری ما به سمت کوچک سازی خانه ها پیش رفته است که امکان نگه داری ازفرزندان زیاد (بیش از یک یا دو فرزند) را از خانواده ها گرفته است. طبیعی است که این امر منجر به کاهش نرخ باروری در ایران گردیده است. برطبق سرشماری سال ۱۳۹۰ ، متوسط خانوار در ایران از ۵/۱ نفر در سال ۱۳۶۵ به ۴/۰۳نفر در سال ۱۳۸۵ و ۳/۵۵ نفر در سال ۱۳۹۰ کاهش یافته است.

 ۴/۲ – مشکلات اقتصادی

در کنار سایر عوامل و تغییراتی که در حوزه خانواده رخ داده است ، مشکلات اقتصادی نیز در کاهش باروری و تعداد فرزندان خانوداه بسیار تعیین کننده و اثر گذار است. در شرایط کنونی کشورمان با مشکلات اقتصادی دست به گریبان است و عدم اجرای صحیح مدیریت بر منابع در حوزه اقتصادی منجر به تورم و گرانی و بیکاری و . . . . گردیده است و همه این ها می تواند توانایی و امکانات داشتن فرزند بیشتر را از خانواده ها سلب کند.

۳ تغییرات فرهنگی

۱/۳ – رواج فرزند سالاری

در گذشته فضای حاکم بر خانواده غالبا بر محور احترام و اقتدار والدین بوده ولی امروزه به تدریج فرزند سالاری پر رنگ تر می شود و تبعات آن درخانواده و جامعه کاملا مشخص است. می توان گفت فرزند سالاری پدیده منحصر به فردی است که درجامعه ایران به وجود آمده و دارای ویژگی های خاص خود است. بالا رفتن انتظارات بچه ها ، افزایش مراقبت های والدین از فرزندان ، وسواس شدید والدین نسبت به بچه ها و افزایش آن و افزایش هزینه ای که والدین صرف فرزندان خود می کنند . تبدیل فرزندان به موجود پر هزینه ای که دائما در کانون توجه والدین قرار دارد می کند و طبیعتاً در این شرایط ، میزان فرزند آوری کاهش می یابد، چرا که توانایی برآوردن انتظارات بالای فرزندان و رسیدگی و توجه بیش از حد والدین به آن ها ، مانعی برای داشتن فرزندان بیشتر خواهد بود .مهمترین ویژگی فرزند سالاری ، عدم حس مسئولیت پذیری و عدم استقلال در خانواده های فرزند سالار است. چنین خانواده هایی شرایط رشد و شکوفایی و خلاقیت های اجتماعی را از فرد می گیرد و قدرت انتخاب و تصمیم گیری و حل مسائل و مشکلات فردی و اجتماعی در چنین فرزندانی بسیار پایین است.

۲/۳ – تحقیر کار خانگی و مادری

در سال های اخیر ، تمایل زنان به کار و کسب درآمد افزایش یافته و در نتیجه اشتغال زنان و حضور زنان در بازار کار فزونی یافته است. درکنار این امر ، نوعی تغییر نگرش نسبت به ازدواج ونقش های همسری و مادری وحتی کار خانگی به وجود آمده است که نوعی تحقیر این نقش ها را به دنبال داشته است. این تغییر نگرش ، از تفکرات فمینیستی و از جوامع غربی به سایر کشور های واز جمله ایران رسوخ کرده است.  به نظر فمینیست ها ، موقعیت فرو دست زن (مادر) نسبت به شوهر (پدر) تا حدی معلول وابستگی اقتصادی است.  بنابراین فمینیست ها نه تنها فرضیه های جامعه شناختی در باره خانواده بلکه باور های عامیانه را نیز مورد چون و چرا قرار داده اند . بنابراین وقتی حضور زن در خانه و کارخانه داری و نقش های همسری و مادری را نوعی اسارت و تحقیر به شمار آورند ، طبیعی است که رواج این نگرش منجر به کم ارزش شدن وتحقیر این نقش ها در جامعه و خصوصا دربین زنان می شود و در نهایت در کاهش باروری بسیار تأثیر گذار خواهد بود.

۳/۳-مصرف گرایی در سبک زندگی

متاسفانه در جامعه امروز ایران نیز شاهد توسعه فرهنگ مصرف در بین خانواده ها هستیم که این امر خود منجر به بروز سایر عوامل و تغییرات نیز می شود ، با توسعه فرهنگ مصرف در خانواده ها ، طبیعتاً هزینه های زندگی بالا می رود و امکان داشتن فرزندان بیشتر فراهم نخواهد بود و این امر منجر به کاهش فرزندان خواهد بود .

نگرش اسلام

دین اسلام بیشترین تطابق را با فطرت بشر دارد و حتی مطابق تحقیقات بسیاری از دانشمندان غربی، روی برخی دستورات دین اسلام ، این دین، یگانه دستور العمل آرامش و سعادت بشر است. باور «هر آن کس که دندان دهد نان دهد» ریشه در اعتقادات و ارزش های مذهبی ما دارد حال آنکه سیاست های سازمان های جهانی تحت عناوین چون تنظیم خانواده یا بهداشت باروری و با طرح مسائلی از قبیل عدم تناسب افزایش جمعیت با افزایش مواد غذایی مسئله فقر و تأمین معاش و حتی عادی جلوه دادن سقط جنین ، در برابر ارزش های دینی ما ایستاده است و دیدگاه های فلسفی سیاست های جمعیت شناسی  که بر اساس بی دینی پایه گذاری شده ، با دین اسلام در تضاد است. ازدواج و ازدواج زود هنگام و داشتن فرزند و تکثیر نسل از توصیه های دین اسلام و از نظر مبانی فقهی بسیار مورد توجه واقع شده است، درحالی که سیاست های جمعیتی سازمان های بین المللی این امر را تقبیح می کنند.

در اینجا برخی از آیات و روایات وارد شده را بیان می کنیم .

نصح صریح قرآن

۱- سفارش به امر ازدواج فراوان شده و کسانی که از ترس فقر ازدواج نکنند را نهی کرده است وخداوند در سوره نور آیه ۳۲ می فرماید وانکحوا الایامی منکم والصالحین من عبادکم و امائکم اِن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیموالبته باید مردان بی زن وزنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر در آورید، اگر مرد و زنی فقیرند ، خدا به لطف خود آنان را بی نیاز و مستغنی خواهد فرمود که خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسیع است”

۲- سفارش به فرزند داشتن و باقی گذاردن نسل برای هر مسلمانی امر مطلوب حساب شده تا جایی که تقاضای فرزند به عنوان یکی از ادعیه انبیاء در قرآن مطرح شده است . در سوره انبیاء آیه ۸۹ می فرماید :وزکریا اِذ نادی ربه ، ربی لا تذرنی فردا وانت خیر الوارثین و یاد آر از حال زکریا را هنگامی که خدا را ندا کرد که ، بار الها مرا یک تن و تنها وامگذار و به من فرزندی که وارث من باشد عطا فرما که تو بهترین وارث اهل عالم هستی.

۳-سفارش به نکشتن فرزند (سقط جنین) از ترس رزق و روزی  در سوره اِسرا آیه ۳۱ می فرماید : ولا تقتلوا اولادکم خشیة املاق نحن نرزقهم وایاکم اِن قتلهم کان خطا کبیرا فرزندان خود را از ترس رزق و روزی نکشید، ما هم به شما وهم آنها روزی می دهیم کشتن آنها همواره خطایی بزرگ است. و در سوره انعام آیه ۱۵۱ “ولا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم و ایاهماولاد خود را از بیم فقر نکشید ما شما و آنها را روزی می دهیم.

احادیث و روایات

تاکید به ازدواج با زنان بچه زا و فرزند آور از سفارش های پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام است .

جابر بن عبد الله انصاری می گوید : نزد پیامبر صلی الله علیه وآله بودم فرمودند: بهترین زن ها ، زنانی هستند که اولاد زیاد داشته باشند، پاکدامن و با محبت باشند در برابر شوهر فروتن باشند ، در برابر دیگران خود را بپوشانند.

ابراهیم کرحه، یکی از راویان حدیث است، می گوید خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم همسرم از دنیا رفته است و می خواهم ازدواج کنم ، حضرت فرمود: مراقب باش چه کسی را شریک زندگی و اموالت قرار می دهی زنان چند دسته اند، زنی را که باکره باشد، زیاد فرزند بیاورد ، مهربان باشد به شوهر کمک کند ، انتخاب کن

امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام بنابر روایتی می فرمایند ، زن نازیبایی که می تواند فرزند زیاد بیاورد ، بر زن زیبا ، اما نازا اولویت دارد.

نتیجه گیری

با توجه به شرایط جمعیتی کشور و عواملی که بیان گردید ، ضروری است که برای مسئله کاهش فرزند آوری برنامه ریزی صورت گیرد تا این مسئله تبدیل به بحران نگردد. از این رو، هم باید سیاست گذاری هایی در سطح کلان و هم فرهنگ سازی در سطح جامعه و خانواده ها صورت گیرد . دولت باید با اجرای سیاست گذاری و تنظیم قوانین ، امر فرزند آوری را تسهیل کند، به نحوی که با وجود تحولات صورت گرفته ، زمینه آن فراهم شده و چالش پیش آمده تبدیل به بحران نشود. و لذا علاوه بر تدوین برنامه های کلان و سیاست گذاری های تقنینی و اجرایی ، توجه به عوامل فرهنگی نیز در این زمینه نقش بسیار پر رنگی دارند . و در شرایط کنونی نیز برای اصلاح این روند و هر گونه برنامه ریزی و سیاست گذاری برای افزایش جمعیت ، نیاز مند فعالیت یک پارچه و هماهنگ همه قوا ، سازمانها، نهاد ها و عوامل تأثیر گذار است. در پایان راهکارهایی ارائه می شود:

راهکار ها

۱- تشکیل شورای عالی سیاست گذاری و برنامه ریزی جمعیت

۲- ایجاد نهاد تخصصی برای راهبری مدیریت جمعیت به منظور رصد مداوم تحولات جمعیت در کشور

۳- انجام اقدامات ملی موثر در افزایش جمعیت از جمله

۱/۳ – تشویق جوانان به ازدواج و تسهیل آن

۲/۳- پایین آوردن سن ازدواج به منظور رسیدن به زمان مناسب برای فرزند آوری

۳/۳- تشویق خانواده ها به سبک زندگی ایرانی اسلامی

۴/۳- پیشگیری از بالا رفتن آمار طلاق

۵/۳-کاهش زمان تحصیل به منظور وارد شدن به حوزه اشتغال و تشکیل زندگی خانوادگی

۶/۳- آموزش مهارت های زندگی زناشویی به جوانان

۷/۳- تضمین سلامت مادر و کودک و احساس امنیت خانواده برای فرزند آوری

۸/۳- ارائه الگوی حضور اجتماعی زنان ، مناسب با وظایف خانوادگی

۹/۳- تامین بهداشت روانی و عاطفی خانواده با وجود فرزندان بیشتر و گستردگی خانواده

۱۰/۳- اصلاح مفاد درسی در سطوح مختلف آموزش و پرورش و آموزش عالی نسبت به افزایش جمعیت مطلوب و فرزند آوری و استفاده از ظرفیت های آموزشی

۱۱/۳- تخفیف مدت سربازی پسران در صورت تأهل و فرزند آوری

۱۲/۳- تخفیف های مالیاتی

۱۳/۳- افزایش مرخصی های بدون حقوق زایمان برای مادران شاغل

۱۴/۳- طرح مرخصی با حقوق برای تولد فرزند سوم به بعد

۱۵/۳-کاهش هزینه های مربوط به زایمان و حمایت های بیمه ای خاص از زوج های نابارور

۱۶/۳- تخفیف در شهریه مهد کودک فرزند سوم به بعد

۱۷/۳- اصلاح نگرش زنان و دختران در باره بدن و زیبایی خود

۱۸/۳- الگوسازی از خانواده های موفق پر جمعیت

۱۹/۳- افشای طرح های نظام سلطه برای کاهش جمعیت جهان به خصوص جمعیت مسلمین و به ویژه شیعیان

۲۰/۳- ایجاد حساسیت عمومی در باره بحران ها و آسیب های ناشی از کاهش جمعیت

۲۱/۳- اصلاح رویکرد رسانه در بازنمایی خانواده و تعدیل سطح توقع و انتظار مردم از زندگی و تلاش در جهت تغییر سبک زندگی غربی به سبک زندگی ایرانی اسلامی

۲۲/۳- ایجاد مشوق های مختلف برای مادر شدن

۲۳/۳-آموزش عمومی جوانب پزشکی فرزندآوری(دوره سنی طلایی فرزندآوری درزنان-بهداشت باروری-درمان ناباروری-عوارض جسمی وروانی کاهش بارداری درزنان-عوارض روانشناختی فرزندان کم برروی فرزندان….)

منابع

۱-گزیده نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ ، مرکز آمار ایران ، مرداد ۱۳۹۱

۲-روزنامه کیهان شماره ۲۰۲۶۵ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱

۳-روزنامه جوان شماره ۳۷۴۰ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱

۴- روزنامه جوان شماره ۳۷۴۴ دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۱

۵- روزنامه جوان شماره ۳۷۵۲ چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۱

۶-روزنامه کیهان شماره ۲۰۶۳۰ شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲

۷-نشریه پرونده موضوعی شماره بیست و دوم آذر ۱۳۹۲

۸-پرتال معاونت پژوهش موسسه امام خمینی رحمه الله علیه            research.iki.ac.ir

۹-سایت ویکی پدیا                                                                             fa.wikipedia.org

 

دیدگاه ها